مسئولان بتدریج از مردم جدا افتاده اند و انگار در یک سیاره دیگر زندگی می کنند حرفهایشان را مردم دیگر نمی فهمند . همین جدایی باعث شده که درکی از مسائل و مشکلات مردم نداشته باشند و دغدغه آنها با دغدغه مر
نمی دانم چرا در این دوره زمانه مذاکره و گفتگو اینقدر سخت و پیچیده شده، در مترو، تاکسی و هر جای شهر،حتی در داخل زندگی مردم که پا بگذاری گفتگو،تحمل یکدیگر و گوش کردن به حرف هم دیگر در مرحله آخر روابط دو
ملت ایران جزو مردمانی است که بخاطر عبرت نگرفتن از تاریخ گذشته خود هزینه های گزافی پرداخته است وبه همین دلیل در یک چرخه تکرار و بیهوده بی اطلاعی به دور خود گشته و درجا زده و اشتباهات گذشتگان را بارها ت
دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی بحث جالبی را مطرح کرده است که با توجه به اتفاقات بین المللی در خصوص ایران می تواند قابل تامل باشد .در اینجا خلاصه ای از آن را می آورم "در حالی
میگن یکی اسم پسرش را گذاشته بود "رستم" ولی می ترسید صداش کنه. حالا حضور بانوان در استادیوم هم شده صدا کردن اسم رستم. در تمام دنیا و حتی قبل از انقلاب در این مملکت مشکلی برای این موضوع نبوده ولی چون ب
برام جالبه که بدونم ، مگر حکومتها ادعا ندارند که هر کاری میکنند برای مردم و در جهت رفاه و عزتمندی آنها و کشورشان است. حالا چی می شود که وقتی مردم مخالفت میکنند با یکسری از تغییرات، نمی آیند به آنها تو